احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

125

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

[ 27 ] ميرزا محمد صادق اردستانى متخلص به « روشن » و ملقب به « جناب » فرزند ملا محمد طاهر از شعراى عصر ناصرى است كه در اصفهان اقامت داشت . « روشن » در انواع شعر بخصوص در قصيده و غزل استاد بود و بعضى از غزلهاى عرفانى او همسنگ اشعار فروغى بسطامى است . وى مدتى را در عتبات گذراند و سرانجام به دار الخلافهء تهران افتاد . « جناب » مروى صافى انديشه و وارسته بود و از راه صحّافى امرار معاش مىكرد . « روشن » در سال 1305 قمرى در تهران درگذشت . در مدح و منقبت حضرت رضا عليه آلاف التحيّة و الثنا فرمايد « 1 » يا رب منم گرفته در اين آستانه جا * يا مور بر بساط سليمان نهاده پا يا تشنه‌اى به چشمهء حيوان كشيده رخت * يا مجرمى به روضهء رضوان گزيده جا افتد كه را قبول كه دولت شود دليل 0290945 خ 0 1 خ * باور كه مىكند كه شود بخت رهنما يا ذرّه‌اى به ذِروهء 1290945 خ 0 2 خ خورشيد برده ره * يا قطره‌اى به لُجّه 6980945 خ 0 3 خ عُمّان شد آشنا منّت خداى را كه ز بيغولهء 7980945 خ 0 4 خ فنا * خضرم دو اسبه برد به سرچشمهء بقا برداشت پرده شاهد مقصودم 8980945 خ 0 5 خ از جمال * روشن نمود ديده‌ام از پرتو لقا آمد برون كليم روانم ز رود نيل * با سحر سوز معجز و با خصم كُش عصا انگشترى گرفتم از دست اهرمن * آسوده دل نشستم با پور برخيا 9980945 خ 0 6 خ پهن است چون و ساده 0090945 خ 0 7 خ در ايوان من سحاب * رام است همچو ناقه به فرمان من صبا

--> ( 1 ) ديوان روشن اردستانى ، به سعى معين الحكما ، چاپ سنگى ، 1317 ق .